تبليغاتX
تفکر سبز
آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟ . . .

همچون پرنده اي باش كه بر روي شاخه اي سست

آواز مي خواند

 شاخه مي لرزد

 ولي پرنده مي خواند

زيرا اعتماد دارد كه بال و پر دارد . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/06ساعت 14:30  توسط صالح سبزیان پور  | 

فکر بلبل همه آن  است  که  گل  شد  یارش

 گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/12ساعت 0:59  توسط صالح سبزیان پور  | 

آوای باد انگار آوای خشکسالیست

دنیا به این بزرگی یک کوزه ی سفالیست

باید که عشق ورزید باید که مهربان بود

 زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست . . .

+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/19ساعت 0:44  توسط صالح سبزیان پور  | 

دوش در  حلقه   ما  قصه گیسوی  تو بود

تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

+ نوشته شده در  شنبه 1390/08/21ساعت 16:32  توسط صالح سبزیان پور  | 

ای بسا ابلیس آدم رو که هست    پس به هر دستی نباید داد دست
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/09ساعت 18:56  توسط صالح سبزیان پور  | 

در میان برگ های زرد
تاب مي خورم
تاب مي خورم
مي روم به سوي مهر
مي روم به سوي ماه
در كجا به دست كيست
بند گاهواره ام ؟
برگهاي زرد
برگهاي زرد
روي راهي از ازل كشيده تا ابد
مثل چشم هاي منتظر نگاه ميكنند
در نگاهشان چگونه بنگرم
چگونه ننگرم ؟
از ميانشان چگونه بگذرم
چگونه نگذرم ؟
بسته راه چاره ام
از درون آينه
چهرهاي شكسته خسته
بانگ مي زند كه
وقت
رفتن است
چهره اي شكسته خسته
از برون جواب مي دهد
نوبت من است؟
من در انتظار يك شاياره ام
حرفهاي خويش را
از تمام مردم جهان نهفته ام
با درخت و چاه و چشمه هم نگفته ام
مثل قصه شنيده آه
نشنود كسي دوباره ام
اي كه بعد من درون گاهواره ات
سالهاي سال
مي روي به سوي مهر
مي روي به سوي ماه
يك درنگ
يك نگاه
روي راهي از ازل كشيده تا ابد
در ميان برگهاي زرد
مي تپد به ياد تو هنوز
قلب پاره پاره ام

 
استاد فریدون مشیری
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/07/11ساعت 13:14  توسط صالح سبزیان پور  | 

ای  غایب  از  نظر   به   خدا  می سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست می دارمت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/06/13ساعت 1:2  توسط صالح سبزیان پور  | 

من از عشق بارون به دریا زدم
به بارون و آسمون دعوتیم
چه مهمونی باشکوهی شده
تو این لحظه هایی که هم صحبتیم . . .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/05/12ساعت 1:20  توسط صالح سبزیان پور  | 

کدام پل کجای این جهان  شکسته  است

که هیچ کس به خانه اش نمی رسد . . . 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 1:46  توسط صالح سبزیان پور  | 

خدایا  چنان    کن   سرانجام    کار

 توخشنود باشی و ما رستگار . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/03/11ساعت 23:14  توسط صالح سبزیان پور  |