همچون پرنده اي باش كه بر روي شاخه اي سست
آواز مي خواند
شاخه مي لرزد
ولي پرنده مي خواند
زيرا اعتماد دارد كه بال و پر دارد . . .
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دنیا به این بزرگی یک کوزه ی سفالیست
باید که عشق ورزید باید که مهربان بود
زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست . . .
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
جانم بسوختی و به دل دوست می دارمت
که هیچ کس به خانه اش نمی رسد . . .
توخشنود باشی و ما رستگار . . .